هستی جونمهستی جونم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

هستی نفس مامان و بابا

خدا جون ممنونم

سلام دوستاي خوب و مهربو ن ممنونم كه واسه سلامتي دخترم دعا كردين شكرخدا هستي جونم خيلي بهتر شده.اينترنت ما هم امروز آخرين روزشه و شارژش تموم ميشه و از اونجايي كه بابا خيلي سرش شلوغه فكر كنم چندوقتي طول بكشه تا دوباره اينترنت دار بشيم به همين خاطر تا چند وقت آينده كه با كلي خبر و عكس از نفس مامان ميايم خداحافظ
14 آبان 1392

سلام لطفا دعا کنید

سلام خاله ها و عمو ها و دوستای خوبم. هستی جونم چند روزه مریض شده و حال خوبی نداره. دارم از ناراحتی میمیرم.لطفا واسش دعا کنین زود خوب بشه.آخه هستی تمام زندگی ماست اگه حتی 1 تار مو از سرش کم بشه ما میمیریم. به محض این که خوب شد با عکسا و خبرای جدید میایم. دعا فراموشتون نشه لطفا.امیدوارم هیچ بچه ای مریض نشه ...
12 آبان 1392

پيك نيك

جيگر طلاي من سلااااااااااااام. قربونت برم عزيزدلم .عاشششششششششششششششقتم هستي جونم. 5 شنبه شب همه مهمون ما بودند واسه شام.البته قرار بود شام رو بريم محمد بن جعفر.اونجا 1 امامزاده هست كه اطرافش همش باغ و درخت و گل و بلبله و جاي خوبيه واسه پيك نيك .شب كه شام آماده شد  ما و عمه كبري و عمو مسعود و مامان بزرگ اينا رفتيم اونجا خوب بود اما كمي هوا سرد بود تو هم خوابت ميومد و حسابي بي تابي كردي و تا اينكه بردمت تو ماشين و خوابوندمت. اما روز جمعه همه به دعوت عمو محسن اينا واسه ناهار رفتيم بيشه عباس آباد.خيلي خوش گذشت همه بودن .تا عصر هم اونجا بوديم .هستي خانم هم كلي كيف كرد البته به جز آخرش كه خوابت ميومد بقيه اش دختر خوبي بودي.آهان داشت يادم مي...
7 آبان 1392

بازم پيك نيك

شنبه ظهر همه به دعوت عمو منصور واسه ناهار رفتيم پارك دولت.باباجون سركار بود واسه همين ما همراه عمو محسن اينا رفتيم پارك.قربونت برم كه چقدر آجي مريم رو دوست داري. وقتي مي بينيش اينقدر دست و پا ميزني و ذوق ميكني كه آجي هم بغلت ميكنه.از بغل آجي مريم بغل هيچ كس ديگه نميري من هم بهت قول شير رو ميدم كه مياي بغلم.عزيز نفسم چقدر تو مهربوني و محبت آدم ها رو با تمام وجود درك ميكني و به اونها جواب ميدي.داشتم ميگفتم رفتيم پارك و ناهار خورديم باباهم عصر اومد پيشمون.روز خوبي بود و خوش گذشت. اينم عكساش هستي جونم بغل عمو محسن   ...
7 آبان 1392
1